برای مترجم

انتخاب واژگان صحیح در نگارش گزارش موردی پزشکی (Case Report)

بحثی در زمینه ترمینولوژی گزارش‌های پزشکی

گزارش‌های موردی مقالات کوتاهی هستند که معمولاً به توصیف وضعیت، تشخیص، درمان، پیامد، و پیگیری یک یا تعداد معدودی بیمار می‌پردازند. گزارش‌های‌ موردی بسته به مجلات و بر اساس نوین بودن، نادر بودن، ربط بالینی، و یا ارزش آموزشی منتشر می‌شوند. از جمله موضوعات متداول این گزارش‌ها می‌توان به تشخیص‌ها و درمان‌های جدید، بیماری‌ها و تظاهرات نادر یا اخیراً کشف‌شده، تاثیرات جانبی یا پیامدهای غیرمنتظره، و دیدگاه‌های نوین در خصوص بیماری‌زایی بیماری‌ها اشاره کرد.

گرچه بسیاری از مجله‌های بالینی فرمت گزارش‌های موردی را دقیقاً توضیح می‌دهند (بخش آخر را بخوانید)، استفادۀ به‌جا از اصطلاحاتی مشخص (به کار بردن ترمینولوژی صحیح) در این مقالات، از قبیل عبارت‌پردازی‌های منحصر به حوزۀ بالینی، بدون مطالعه و نگارش مستمر امکان‌پذیر نمی‌شود. به‌خصوص آنکه، اصطلاحاتی که در دیگر شکل‌های نوشتاری، از قبیل نوشتار مربوط به مقاله‌های روزنامه‌ها، به‌لحاظ دستوری اشتباه تلقی می‌شوند یا عبارت‌‌پردازی‌هایشان غیرطبیعی جلوه می‌کند، ممکن است برای گزارشی موردی کاملاً پذیرفتنی باشند.

در ادامه، به شرح چهار گروه از اصطلاحات و عبارت‌پردازی‌های مختص به گزارش‌های موردی می‌پردازیم که با سایر نوشتارهای بالینی نیز ارتباط پیدا می‌کنند: اصطلاحات سردرگم‌کننده، اصطلاحاتی با استفاده‌های نابجای پرتکرار، اصطلاحات منحصربه‌فرد، و عبارت‌پردازی‌ ارجح.

پیشنهاد می‌کنیم پیش از شروع بحث اصلی، مقاله قبلی وبلاگ شبکه مترجمین را با موضوع چگونگی درک و ترجمه صحیح اصطلاحات پزشکی مطالعه کنید.

اصطلاحات سردرگم‌کننده در گزارش‌های موردی

جفتْ اصطلاحات زیر معمولاً به جای یکدیگر به‌کار می‌روند درصورتی‌که هم‌معنا نیستند.

مورد / بیمار (case/patient): مورد به وقوع وضعیتی بالینی گفته می‌شود («موردی از بیماری پارکینسون معرفی شده است»)، درحالی‌که بیمار فردی با وضعیتی مشخص است («بیمار مبتلا به پارکینسون به درمانگاه ما مراجعه کرد»، نه آنکه بگوییم «موردی مبتلا به پارکینسون به درمانگاه ما مراجعه کرد»). توجه کنید که مورد معرفی شده (presented) و بیمار توصیف شده است (described).

دوز / دوزاژ (dose/dosage): دوز به مقدار داروی تجویزشده در مقطعی از زمان اشاره دارد («دوز ۳۲۵ میلی‌گرمی آسپیرین هر ۴ ساعت یکبار تجویز شد»)، درحالی‌که دوراژ هم مقدار و هم میزان داروی تجویزی را توصیف می‌کند («دوزاژ برابر با ۳۲۵ میلی‌گرم آسپرین هر ۴ ساعت یکبار بود»).

دورۀ بقا / نرخ بقا (survival period/rate): دورۀ بقا به مدت بقای بیمار اشاره دارد که در یکی از واحدهای زمان بیان می‌شود (همچون هفته‌ها یا ماه). در مقابل، نرخ بقا به درصدی اشاره دارد که نسبت بیماران بقایافته را توصیف می‌کند. هر دو اصطلاح را می‌توان به‌صورت بقا بیان کرد، مانند: «بقای کلی بیمار عبارت بود از …»

دانلود اینفوگرافیک درباره چگونگی نگارش گزارش‌های موردی از انتشارات وایلی

اصطلاحاتی با استفاده‌ نابجای پرتکرار در گزارش‌های موردی

در بسیاری از این گزارش‌های موردی، حرف اضافه‌ای اشتباه استفاده شده یا آنکه جا افتاده است. عبارت‌پردازی صحیح، حتی اگر منوط به رعایت یک حرف اضافه باشد، موجب افزایش خوانایی و وضوح انواع نوشته‌ها، از جمله گزارش‌های موردی، می‌شود.

همبسته /پیوسته (correlated/associated): اصطلاحات همبسته و پیوسته معمولاً بجای حرف اضافۀ to با with می‌آیند.

تشخیص‌ / طبقه‌بندی (diagnosed/classified): نمی‌توان تشخیص وضعیتی را برای بیمار داد (diagnosed as a condition)، اما می‌توان تشخیص ابتلا به وضعیتی را برای بیمار داد (diagnosed as having or diagnosed with a condition). به همین ترتیب، نمی‌توان بیمار را بر اساس بیماری طبقه‌بندی کرد (classified as a disease)، اما می‌توان بیمار را بر اساس ابتلا به بیماری طبقه‌بندی کرد (classified as having a disease). (عبارت‌های فارسی آورده‌شده در این بخش نمی‌توانند تفاوت عبارت‌های صحیح و اشتباه انگلیسی را به‌طور کامل نشان دهند. از همین رو پیشنهاد می‌شود که صرفاً به عبارت‌های انگلیسی داخل پرانتز توجه کنید؛ چه بسا در فارسی، عبارت «تشخیص وضعیتی برای بیمار» صحیح تلقی می‌شود و تفاوت چندانی با عبارت «تشخیص ابتلا به وضعیتی برای بیمار» ندارد)

اندیکاسیون / دارای اندیکاسیون (indication/indicated)‌: وضعیت پزشکی مشخصی اندیکاسیونی(is an indication for or indicates) برای استفاده از درمانی مشخص است («عفونت باکتریایی اندیکاسیونی برای استفاده از آنتی‌بیوتیک است»)، و خودِ درمان برای آن وضعیت مشخص اندیکاسیون دارد (is indicated for) («آنتی‌بیوتیک‌ها برای درمان عفونت‌های باکتریایی اندیکاسیون دارند»). به‌علاوه، علامتی مشخص اندیکاسیونی (is an indication of) برای وضعیتی مشخص است («التهاب یکی از اندیکاسیون‌های عفونت باکتریایی است»). کاربرد اخیر بر اساس تعریف معمول‌تری از اندیکاسیونپ(indicate)است.

جراحی‌شده (operated): قرارگرفتن تحت عمل جراحی با حرف اضافۀ on همراه است (operated on rather than operated).

پیش‌گویی‌کننده / شاخص (predictor/indicator): بعد از واژه‌های پیش‌گویی‌کننده (پردیکتور) و شاخص (اندیکاتور) باید حرف اضافۀ of (و نه for) قرار گیرد.

ریسک / ریسک فاکتور (risk/risk factor): بعد از واژۀ ریسک باید از حرف اضافۀ of و بعد از اصطلاح ریسک فاکتور باید از حرف اضافۀ for استفاده کرد.

برای انتشار مقاله و گزارش‌های پزشکی خود در ژورنال‌های معتبر انگلیسی لازم است ریزه‌کاری‌های بسیار زبان تخصصی پزشکی رعایت شود. همکاران ما درترنسنت تجربه‌ای عالی در زمینه ترجمه متون و مقالات پزشکی دارند. متن تخصصی پزشکی خود را با خیالی راحت به سایت ترجمه شبکه مترجمین ایران بسپارید.

اصطلاحات منحصربه‌فرد در گزارش‌های موردی

اصطلاحات و عبارت‌های مشخصی منحصر به نوشتار بالینی هستند و ممکن است در زمینه‌های دیگر اشتباه تلقی شوند.

مراقبت کردن (attended by): بیمار ممکن است توسط پزشک یا پرستار مراقبت شود (can be attended by). استفاده از این اصطلاح از این جهت ناآشناست که معمولاً در زمینه‌های دیگری به‌غیر از گزارش‌های موردی برای توصیف مشارکت (participation)، مثلاً مشارکت در رویدادی، به‌کار می‌رود («دانشجویان پزشکی سال اولی در سخنرانی تشریح شرکت کردند»).

تصویر بالینی (clinical picture): این عبارتْ مجموعِ ویژگی‌های بالینی مرتبط با بیمار یا وضعیتی خاص را توصیف می‌کند («در اینجا، به توصیف تصویر بالینی آلرژی به دانه‌های گرده (pollen allergy) در نوجوانان می‌پردازیم»).

تجربه (experience): این اصطلاح برای توصیف رویارویی‌های قبلی پزشکان با وضعیت‌ها، روش‌ها، یا بیماران مبتلا به وضعیتی به‌کار می‌رود. تجربه ممکن است با حروف اضافۀ in یا with همراه شود؛ گرچه، حرف اضافۀ in هنگام توصیف تجربیات مرتبط با بیماران کمی متداول‌تر است. برای مثال:

  • «در این گزارش موردی، به توصیف تجربیاتمان در خصوص (our experience with) دیابت می‌پردازیم.»
  • «در این گزارش موردی، به توصیف تجربیاتمان در خصوص (our experience with) روش جدید سنجش گلوکز می‌پردازیم.»
  • « در این گزارش موردی، به توصیف تجربیاتمان در خصوص (our experience in) 40 فرد مبتلا به دیابت می‌پردازیم.»

پیگیری (followed/follow-up): به هنگام نظارت بر دورۀ بالینی بیمار، مخصوصاً پس از درمان، گفته می‌شود که بیمار پیگیری (followed or followed up) می‌شود. اگر نظارت به‌علت عدم تمکین (noncompliance) یا مفقود شدن (disappearance) بیمار ادامه نیابد، پیگیری امکان‌پذیر نخواهد بود (lost to follow-up). توجه داشته باشید که اصطلاح پیگیری در نقش اسم در جمله ظاهر می‌شود، گرچه عبارت دورۀ پیگیری (follow-up period) نیز قابل قبول است.

کاشت‌شده با / پیوندزده‌شده با (implanted/transplanted with): این اصطلاحات ناجور به‌نظر می‌رسند اما معمولاً در مقاله‌های بالینی با آن‌ها مواجه می‌شویم. برای مثال، اگر دستگاهی درون بدن بیمار کاشت شود، ممکن است چنین بگویند که بیمار با آن دستگاه کاشت ‌شده (implanted with) است. به همین ترتیب، ممکن است درمورد بیماری که اندام پیوندی را دریافت کرده است بگویند که با آن اندام پیوند زده شده (transplanted with) است.

روی + روش (on+method): گرچه ممکن است به‌لحاظ دستوری اشتباه به‌نظر آیند، اصطلاحاتی همچون «روی معاینۀ جسمانی (on physical examination)» و «روی ام.آر.آی (on MRI)» («شواهدی مبنی بر رشد روی ام.آر.آی یافت شد») در گزارش‌های موردی مرسوم هستند.

جراحی‌شده (operated): همان‌طور که در بالا توضیح داده شد، بیماری که تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد ممکن است به‌صورت بیمار جراحی‌شده (operated patient) نیز توصیف شود. به همین ترتیب، نمونۀ شاهد ممکن است به‌صورت بیمار جراحی‌نشده (non-operated patient) توصیف شود.

سابقۀ قبلی / سابقۀ فعلی (past/current history): گرچه اصطلاح سابقۀ قبلی (past history) به نظر حشو می‌آید و اصطلاح سابقۀ فعلی (current history) متناقض به‌نظر می‌رسد، این عبارت‌پردازی‌ها در گزارش‌های موردی معمولاً برای توصیف وضعیت‌های به‌ترتیب قبلی و فعلی بیمار به‌کار می‌روند.

فاز چندم مطالعه (همراه با حروف اضافۀ in و of) (Phase X study in/of): هنگام توضیح در خصوص کارآزمایی‌ای بالینی که روی بیماری‌ای مشخص یا گروهی از بیماران در حال انجام است، استفاده از اصطلاح مطالعه همراه با حرف اضافۀ in هنجار محسوب می‌شود، درحالی‌که استفاده از اصطلاح مطالعه همراه با حرف اضافۀ of معمولاً قبل از نام درمان یا قبل از نام پیامدی می‌آید که در حال بررسی آن هستند. برای مثال،

  • فاز دوم مطالعۀ (study in) سرطان پستان
  • فاز دوم مطالعۀ(study in) مبتلایان به سرطان پستان
  • فاز دوم مطالعۀ (study of)داروی ضدسرطانی جدید
  • فاز دوم مطالعۀ(study of)تاثیرات ضدسرطانی دارویی جدید

عبارت‌پردازی‌ ارجح در گزارش‌های موردی

در مثال‌های ارائه‌شده در زیر، عبارت‌پردازی‌هایی مشخص موجب می‌شوند تا گزارش‌های موردی به مراتب واضح‌تر باشند.

او (he/she): هنگامی‌که بیمار در گزارش موردی توصیف می‌شود، پس از معرفی بیمار مرسوم است که از ضمیر «او (“he” or “she”)» برای اشاره به وی استفاده شود. با این حال، استفاده از ضمایر مبهم ممکن است، همچون موارد زیر، خواننده را سردرگم کند:

  • بیمار زنی ۵۵ ساله با سابقۀ غش بود. پزشک معالج معاینۀ جسمانی را انجام داد و تست‌های آزمایشگاهی را تجویز کرد. نتایج حاصل حاکی از قند خون بالا و هایپرکلسترولمی او بودند.
  • بیمار زنی ۵۵ ساله با سابقۀ غش بود. معاینۀ جسمانی و تست‌های آزمایشگاهی در بدو پذیرش انجام شدند. غربالگری خون حاکی از هایپرکلسترولمی بود. قند خون بالا نیز ثبت شد. وی برای تست‌های بیشتر در بخش ما بستری شد.

در مورد اول، گرچه می توان متوجه شد که «او» به بیمار و نه به پزشک اشاره دارد، استفاده از واژۀ «بیمار» به‌منظور وضوح هر چه بیشتر متن ارجحیت دارد. در مثال دوم، فاصلۀ چند جمله‌ای بین توصیف بیمار و استفاده از ضمیر «وی» ممکن است سردرگم‌کننده باشد. در اینجا هم استفاده از واژۀ «بیمار» مناسب‌تر است. درنظر داشته باشید که خوانندۀ متن شما (خواه ویراستار باشد یا خواه یکی از پژوهشگران همکار) ممکن است حواسْ‌پرت یا بی‌توجه باشد. پس بکوشید تا هر کجا که مقدور بود از ابهام متن کاسته شود.

دوز / دوزاژ: دوز و دوزاژ ممکن است قبل یا بعد از نام دارو قرار گیرند، اما در صورت پیروی از هر یک از این فرمت‌ها یکدستی را رعایت کنید. بنابراین، به یکی از این دو حالت بنویسید: (۱) mg/kg/day  ۱۰۰ آمپی‌سیلین؛ mg/kg/day 50 پنی‌سیلین (۲) آمپی‌سیلین mg/kg/day  ۱۰۰؛ پنی‌سیلین mg/kg/day 50.

تست‌های بالینی: گاهی اوقات، نویسندگان مقاله‌ها تست‌ها و نتایج بالینی را به صورت قطعه جملات، همان‌طور که در چارت پزشکی بیمار می‌آید، فهرست می‌کنند. با این وجود، ممکن است صورت روایی (narrative form)، مخصوصاً برای پژوهشگری از حوزه‌ای متفاوت، قابل فهم‌تر باشد.

  • تست‌های آزمایشگاهی. غلظت کلسترول بالا، ۳۰۰ میلی‌گرم بر دسی‌لیتر. سایر تست‌ها منفی. (وضوح کمتر)
  • تست‌های آزمایشگاهی انجام شدند. غلظت کلسترول بیمار بالا بود (۳۰۰ میلی‌گرم بر دسی‌لیتر). نتیجۀ سایر تست‌ها منفی بود. (وضوح بیشتر)

غلظت (levels): ویراستاران حرفه‌ای معمولاً واژۀ غلظت (level(s) or concentration) را برای وضوح هر چه بیشتر نوشتارهای زیست‌پزشکی به آن‌ها می‌افزایند:

  • هموگلوبین (hemoglobin) بیمار طبیعی بود. (وضوح کمتر)
  • غلظت هموگلوبین (hemoglobin levels) بیمار طبیعی بود. (وضوح بیشتر)

در مثال اول، گرچه واژۀ «غلظت» در معنای جمله مستتر است و عبارت‌پردازی نیز حالت متعارفی دارد، ممکن است این معنا از جمله برآید که این خود پروتئین هموگلوبین است که طبیعی است (مثلاً اینکه جهشی روی ژن آن صورت نگرفته است)، نه آنکه غلظتش طبیعی باشد. افزودن واژۀ «غلظت» در مثال دوم موجب افزایش دقت جمله می‌شود.

مجلات پذیرندۀ گزارش‌های موردی

تقریباً در طول دهۀ گذشته، بسیاری از مجلات پزشکی پذیرش گزارش‌های موردی را متوقف کرده‌اند. با این وجود، چند مجله روی انتشار گزارش‌های موردی تمرکز دارند که از ان جمله می‌توان به فهرست زیر اشاره کرد:

دربارۀ نویسنده

دکتر میکیلا پانتر در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشتۀ مهندسی زیست‌پزشکی و در مقطع دکترا در رشتۀ ایمونوبیولوژی از دانشگاه ییل فارغ‌التحصیل شده است. پایان‌نامۀ او بر حضور آنتی‌زن‌ها در سلول‌های انسان متمرکز بوده است. دکتر پانتر به عنوان سردبیر مجلۀ زیست‌شناسی و پزشکی دانشگاه ییل و همچنین به‌عنوان مشاور نویسندگی برای دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد رشته‌های علوم پایه خدمت کرده است.

انتخاب واژگان صحیح در نگارش گزارش موردی پزشکی (Case Report)
5 (100%) 1 vote

منبع
Case Reports: Style and Formatting

نوشته های مشابه

‫2 نظرها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا