عمومی

بهترین ترجمه کتاب شازده کوچولو

شازده کوچولو دهه‌ها است که نسل‌های متعددی از کودکان و بزرگسالان سراسر جهان را مجذوب خود کرده است. بله، کودکان، نوجوانان، جوانان و حتی میان‌سال‌ها، هر کدام به نوعی، از خواندن کتاب شازده کوچولو لذت می‌برند. این کتاب به صدها زبان ترجمه شده است، از جمله به زبان فارسی. از دهه‌ها پیش تا به امروز، مترجمین متعددی شازده کوچولو را به فارسی ترجمه کرده‌اند. در این بین، چند ترجمه ماندگار از کتاب شازده کوچولو وجود دارد که مترجمین برجسته ترجمه‌شان کرده‌اند. اما بهترین ترجمه کتاب شازده کوچولو از کیست؟ کدام مترجم اولین ترجمه کتاب شازده کوچولو را ارائه کرد؟

در این مطلب، از ترجمه های کتاب شازده کوچولو و ویژگی‌های‌شان برای‌تان خواهیم گفت. با شبکه مترجمین ایران همراه باشید!

معرفی کتاب شازده کوچولو

شازده کوچولو

در سال 1943، آنتوان دو سنت اگزوپری، نویسنده و خلبان فرانسوی، کتابی را با تصویرسازی خودش منتشر کرد که بعدها، تبدیل به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان شد. این کتاب، در ابتدا، به زبان‌های انگلیسی و فرانسه منتشر شد، اما بعدها، به بیش از 250 زبان ترجمه شد و قلب مردم سراسر جهان را تسخیر کرد. اگزوپری شازده کوچولو را زمانی که در آمریکا زندگی می‌کرد و با الهام از تجربیاتش در نیروی هوایی فرانسه نوشته بود.

شازده کوچولو، در ظاهر، داستانی ساده به نظر می‌رسد، اما حاوی مضامین متعددی است. شازده کوچولو درس‌های متعددی را در خود دارد:

  • کاری به اعداد نداشته باشید.

بزرگسالان وقتی با کسی دوست می‌شوند، هیچ وقت از او نمی‌پرسند، «بازی مورد علاقه‌ش چیه؟» یا «آیا پروانه جمع می‌کند؟» در عوض، می‌پرسند «چند سالش است؟» یا «پدرش چقدر درآمد دارد؟» بزرگسالان به اعداد اهمیت می‌دهند.

  • مراقب زمین باشید

در این داستان، می‌بینیم همان‌طور که دندان‌های‌مان را مسواک می‌زنیم یا این‌که صورت‌مان را می‌شوییم، می‌بایست مراقب به کره زمین نیز باشیم.

  • اشخاص را براساس اعمال‌شان قضاوت کنید، نه بر اساس گفتارشان.
  • روابط ما با دیگران زندگی را ارزشمند می‌کند.
  • چیزهای مهم زندگی را نمی‌توان با چشم دید، بلکه باید آن‌ها را با قلب‌مان ببینم.

ترجمه های برتر شازده کوچولو به فارسی

شازده کوچولو را تاکنون ده‌ها مترجم به فارسی ترجمه کرده‌اند. برخی از مترجمین شازده کوچولو نامدار بودند و شاهکارهای ادبی بسسیاری را به فارسی برگردانده‌اند و برخی دیگر مترجمین کم‌تجربه بوده‌اند. هر کدام از ترجمه‌های خوب شازده کوچولو ویژگی‌های مشخصی دارند. در واقع، هر مترجم با دیدگاه خودش به سراغ ترجمه این اثر رفته است. در ادامه، پنج ترجمه شازده کوچولو را معرفی خواهیم کرد.

شازده کوچولو با ترجمه محمد قاضی

شازده کوچولو با ترجمه محمد قاضی

محمد قاضی از بهترین مترجمین ایرانی است که آثار متعددی را از نویسندگان نامدار ترجمه کرده است. در واقع، قاضی نقش بسیار مهمی در معرفی نویسندگان و شاهکارهای ادبی جهان به فارسی‌زبانان داشته است. از محبوب‌ترین ترجمه‌های قاضی می‌توان به دن کیشوت و زوربای یونانی اشاره کرد. اما برویم به سراغ شازده کوچولو با ترجمه محمد قاضی! در سال 1333، قاضی شازده کوچولو را از فرانسه به فارسی ترجمه کرد. این ترجمه را می‌توان اولین ترجمه کتاب شازده کوچولو به فارسی دانست. این ترجمه توانست شازده کوچولو را به نسل‌های مختلف معرفی کند.

شازده کوچولو قاضی، تاکنون، چندین بار تجدید چاپ شده است و در حال حاضر، نشر امیرکبیر آن را در 119 صفحه منتشر می‌کند. در سال 1400، چاپ هفتاد و یکم شازده کوچولو با ترجمه محمد قاضی منتشر شد.

شازده کوچولو با ترجمه احمد شاملو

شازده کوچولو با ترجمه احمد شاملو

احمد شاملو، شاعر، مترجم و فرهنگ‌نویس شهیر ایرانی، آثار متعددی را از زبان فرانسه به فارسی ترجمه کرده است، از جمله داستان شازده کوچولو. در سال 1358، شازده کوچولو ترجمه شاملو منتشر شد. جالب است بدانید این ترجمه، در ابتدا،  با عنوان شهریار کوچولو منتشر شد، اما بعدها، عنوان آن به شازده کوچولو تغییر یافت. شازده کوچولو به زبان فارسی متفاوت از دیگر ترجمه های شازده کوچولو است. در این ترجمه، شاملو، مانند بسیاری از آثارش زبان محاوره را انتخاب می‌کند و به سمت شکسته‌نویسی می‌رود.

در حال حاضر، نشر نگاه شازده کوچولو احمد شاملو را در 115 صفحه منتشر می‌کند. این ترجمه تا کنون بیش از پنجاه بار تجدید چاپ شده است.

شازده کوچولو با ترجمه ابوالحسن نجفی

شازده کوچولو با ترجمه ابوالحسن نجفی

ابوالحسن نجفی یکی دیگر از مترجمین مشهوری است که شازده کوچولو را از فرانسه به فارسی ترجمه کرده است. ابوالحسن نجفی شاهکارهایی مانند خانواده تیبو را نیز به فارسی برگردانده است. نجفی شازده کوچولو را در سال 1379 به فارسی ترجمه کرد. نجفی در ترجمه شازده کوچولو، زبانی متناسب با متن اصلی را انتخاب کرده است؛ زبانی که نه ثقیل است و نه نزدیک به فارسی محاوره.

کتاب شارده کوچولو ترجمه نجفی را نشر نیلوفر منتشر می‌کند. این ترجمه از محبوب‌ترین ترجمه های شازده کوچولو است و تاکنون، ده‌ها مرتبه تجدید چاپ شده است.

شازده کوچواو با ترجمه مصطفی رحماندوست

شازده کوچواو با ترجمه مصطفی رحماندوست

مصطفی رحماندوست، شاعر، مترجم و نویسنده کتاب کودک، شازده کوچولو را به فارسی ترجمه کرده است. ترجمه رحماندوست در سال 1398، برای اولین بار، روانۀ بازار شد. در حال حاضر، نشر قدیانی این ترجمه را در 144 صفحه منتشر می‌کند. این ترجمه تاکنون، نوزده بار تجدید چاپ شده است.

شازده کوچولو با ترجمه کاوه میرعباسی

شازده کوچولو با ترجمه کاوه میرعباسی

کاوه میرعباسی یکی دیگر از مترجمین محبوب ایرانی است که شازده کوچولو را به فارسی ترجمه کرده است. این مترجم آثار دیگری را نمانند جاناتان مرغ دریایی و طاعون  را نیز به فارسی منتشر کرده است. ترجمه میرعباسی را نشر نی در 112 صفحه منتشر می‌کند. تا کنون، این ترجمه شازده کوچولو هشت بار تجدید چاپ شده است.

مقایسه ترجمه های مختلف از یک متن فرانسه به فارسی

يکي از اهداف اصلي شبکه مترجمين ايران در ترجمه آثار از فرانسه به فارسي و فارسي به فرانسه، حفظ اصالت متن اصلي در ترجمه است. براي آشنايي بيشتر علاقه‌مندان ترجمه به فرانسه، در اين بخش قصد داريم به بخشي از ترجمه يکي از مشهورترين شاهکارهاي ادبيات جهان بپردازيم: داستان شازده کوچولو که رکورددار ترجمه به زبان‌هاي مختلف و فروش در سراسر جهان است و در ايران هم طرفداران خاص خود را دارد. اين داستان تا بحال چندين بار به فارسي ترجمه شده است و جالب اينجاست که هر کدام از اين ترجمه‌ها بخصوص ترجمه‌هاي احمد شاملو، محمد قاضي و ابوالحسن نجفي طرفداران و مدافعاني دارد. با مطالعه دقيق نمونه‌هاي آورده شده مي‌توان به تفاوت‌ها و شباهت‌هاي کار اين مترجمين زبده پي‌برد. براي نمونه مي‌توان گفت که ترجمه شاملو به اشعار خود نزديکتر بوده و از حالت شکسته‌نويسي خاصي پيروي مي‌کند. ابوالحسن نجفي ترجمه رسمي‌تري انجام داده و سعي نکرده تا متن حالت کودکانه پيدا کند و بالاخره در متن ترجمه قاضي از کلمات قديمي‌تري استفاده شده تا آن‌را بيشتر به داستاني کلاسيک شبيه سازد.

متن اصلی اثر آنتوان دو سنت اگزوپری

Mais il arriva que le petit prince, ayant longtemps marché à travers les sables, les rocs et les neiges, découvrit enfin une route. Et les routes vont toutes chez les hommes.

-Bonjour, dit-il.

C’était un jardin fleuri de roses.

-Bonjour, dirent les roses.

Le petit prince les regarda. Elles ressemblaient toutes à sa fleur.

-Qui êtes-vous? leur demanda-t-il, stupéfait.

-Nous sommes des roses, dirent les roses.

-Ah! fit le petit prince…

Et il se sentit très malheureux. Sa fleur lui avait raconté qu’elle était seule de son espèce dans l’univers. Et voici qu’il en était cinq mille, toutes semblables, dans un seul jardin!

“Elle serait bien vexée, se dit-il, si elle voyait ça… elle tousserait énormément et ferait semblant de mourir pour échapper au ridicule. Et je serais bien obligé de faire semblant de la soigner, car, sinon, pour m’humilier moi aussi, elle se laisserait vraiment mourir…”

Puis il se dit encore: “Je me croyais riche d’une fleur unique, et je ne possède qu’une rose ordinaire. Ca et mes trois volcans qui m’arrivent au genou, et dont l’un, peut-être, est éteint pour toujours, ça ne fais pas de moi un bien grand prince…” Et, couché dans l’herbe, il pleura.

ترجمه احمد شاملو

اما سرانجام، بعد از مدت‌ها راه رفتن از ميان ريگ‌ ها و صخره‌ها و برف‌ها به جاده‌اي برخورد. و هر جاده‌اي يک‌راست مي‌رود سراغ آدم‌ها.

گفت:

– سلام.

و مخاطبش گلستان پرگلي بود.

گل‌ها گفتند:

– سلام.

شهريار کوچولو رفت تو بحرشان. همه‌شان عين گل خودش بودند. حيرت‌زده ازشان پرسيد: -شماها کي هستيد؟

گفتند:

– ما گل سرخيم.

آهي کشيد و سخت احساس شور بختي کرد. گلش به او گفته بود که از نوع او تو تمام عالم فقط همان يکي هست و حالا پنج‌هزارتا گل، همه مثل هم، تو يک گلستان! فکر: «اگر گل من اين را مي‌ديد بدجور از رو مي‌رفت. پشت سر هم بنا مي‌کرد سرفه‌کردن و، براي اين‌که از هو شدن نجات پيدا کند خودش را به مردن مي‌زد و من هم مجبور مي‌شدم وانمود کنم به پرستاريش، وگرنه براي سرشکسته کردنِ من هم شده راستي راستي مي‌مرد…» و باز تو دلش گفت: «مرا باش که فقط با يک دانه گل خودم را دولت‌مندِ عالم خيال مي‌کردم در صورتي‌که آن‌چه دارم فقط يک گل معمولي است. با آن گل و آن سه آتش‌فشان که تا سر زانومند و شايد هم يکي‌شان تا ابد خاموش بماند شهريار چندان پرشوکتي به حساب نمي‌آيم.»

رو سبزه‌ها دراز شد و حالا گريه نکن کي گريه کن.

ترجمه ابوالحسن نجفی

اما شازده کوچولو پس از اين‌که مدت‌ها از ميان ماسه‌ها و سنگلاخ‌ها و برف‌ها راه پيمود، سرانجام به جاده‌اي رسيد. و جاده‌ها همه به آدم‌ها مي‌رسند. گفت:

– سلام.

خطابش به باغي پر از گل سرخ بود.

گل‌ها گفتند:

– سلام

شازده کوچولو به آن‌ها نگاه کرد. همه شبيه گل او بودند. تعجب کرد و از آن‌ها پرسيد:

– شما کي هستيد؟

گل‌ها گفتند:

– ما گل سرخيم.

شازده کوچولو گفت:

– عجب!

و سخت احساس بدبختي کرد. گلش به او گفته بود که يگانه گل جهان است و حالا پنج‌هزار گل اين‌جا بود، همه عين هم، و فقط در يک باغ!

با خود گفت: «اگر گلم اين‌را مي‌ديد، سخت دل‌خور مي‌شد… هي سرفه مي‌کرد و براي اين‌که سرشکسته نشود، خودش را به مردن مي‌زد. آن وقت من مجبور مي‌شدم که تظاهر به پرستاري او بکنم، وگرنه براي اين‌که مرا هم سرشکسته کند راستي راستي مي‌مرد!…»

و باز با خود گفت: «من خيال مي‌کردم که گلي يکتا دارم و خودم را ثروتمند مي‌دانستم، در صورتي که فقط يک گل معمولي دارم. با آن گل و آن سه کوه آتش‌فشان که تا سر زانويم مي‌رسد و يکي از آن‌ها شايد هميشه خاموش بماند، ممکن نيست که من شاهزاده بزرگي باشم…»

و روي سبزه‌ها دراز کشيد و گريه کرد.

ترجمه محمد قاضی

ليکن از قضا شازده کوچولو بعد از مدت‌ها راه‌پيمايی از ميان شن‌ها و سنگ‌ها و برف‌ها عاقبت راهی پيدا کرد، و راه‌ها همه به آدم‌ها می‌رسند.

شازده کوچولو سلام کرد. آن‌جا گلستانی پر از گل‌های سرخ شکفته بود.

گل‌‌های سرخ گفتند: سلام.

شازده کوچولو به آن‌ها نگاه کرد. همه به گل او شباهت داشتند. مات و متحير از آن‌ها پرسيد:

– شما که هستيد؟

گل‌ها گفتند: ما گل سرخيم!

شازده کوچولو آهی کشيد و خود را بسيار بدبخت احساس کرد. گلش به او گفته بود که در عالم بی‌همتا است. ولی اينک پنج‌هزار گل ديگر،‌ همه شبيه به گل او در يک باغ بودند.

با خود گفت: «اگر گل من اين گل‌ها را می‌ديد، بور می‌شد… سخت به سرفه می‌افتاد، و برای آنکه مسخره‌اش نکنند، خود را به مردن می‌زد. من هم مجبور می‌شدم به پرستاری او تظاهر کنم، وگرنه برای تحقير من هم که بود، به‌راستی می‌مرد…»

بعد، باز با خود گفت: «من گمان می‌کردم که با گل بی‌همتای خود گنجی دارم، و حال آنکه فقط يک گل سرخ معمولی داشتم. من با آن گل و آن سه آتشفشان که تا زانويم می‌رسند،‌ و يکی از آنها شايد برای هميشه خاموش بماند، نمی‌توانم شاهزاده بزرگی به حساب بيايم…»

و همانطور که روی علفها دراز کشيده بود،‌ به گريه افتاد.

حقایقی در مورد شازده کوچولو و اگزوپری

  • اگزوپری در سال 1900 در خانواده‌ای اشرافی به دنیا آورد.
  • اگزوپری در کودکی برای خانه‌شان و مادر و خواهر و برادرهایش شعر می‌سرود.
  • نویسنده اولین پرواز را در 12 سالگی تجربه کرد.
  • تصویرسازی‌های شازده کوچولو را خود اگزوپری انجام داده است.
  • در سال 1943، کتاب شازده کوچولو به انگلیسی و فرانسوی در آمریکا منتشر شد. انتشار آثار اگزوپری، به دلیل دیدگاه‌های سیاسی‌اش، در کشور خودش امکان‌پذیر نبود. این اثر تا وقتی اگزوپری زنده بود در فرانسه منتشر نشد.
  • اورسن ولز تصمیم داشت، با کمک والت دیزنی، فیلم شازده کوچولو را بسازد.
  • شازده کوچولو به بیش از 250 زبان ترجمه شده است. در واقع، بعد از انجیل، پرترجمه‌ترین کتاب جهان است.
  • سالیانه، دو میلیون نسخه از شازده کوچولو در جهان به فروش می‌رود. تا کنون، 200 میلیون نسخه از شازده کوچولو در جهان منتشر شده است.
  • در سال 1944، هواپیمایش ناپدید شد و هرگز، دیگر پیدا نشد. کسی نمی‌داند دشمن هواپیمایش را زد یا این‌که با سقوطی عمدی، خودکشی کرد. جسد اگزوپری هرگز پیدا نشد.

سخن آخر

تعداد ترجمه های شازده کوچولو در ایران بسیار زیاد است. کتاب شازده کوچولو با ترجمه فارسی، به قلم مترجمین نامدار و تازه‌کار متعددی، در بازار کتاب وجود دارد. از بهترین مترجمین شازده کوچولو می‌توان به محمد قاضی، احمد شاملو، کاوه میرعباسی و ابوالحسن نجفی اشاره کرد. مصطفی رحماندوست، مترجم کتاب کودک، نیز متن کتاب شازده کوچولو را به فارسی ترجمه کرده است. هر کدام از این ترجمه های شازده کوچولو ویژگی‌های مختص به خودشان را دارند.  برای انتخاب بهترین ترجمه فارسی کتاب شازده کوچولو، می‌بایست بخش‌هایی از ترجمه‌های این مترجمین را بخوانید و در نهایت، ترجمه‌ باب میل‌تان را انتخاب کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا